PDA

View Full Version : این کــــلمات از کــــجا به زبان فارسی آمده اند! (خیلی جالبه)


rostamy_mohammad
جمعه ۱۱ ارديبهشت ۸۸, ۱۱:۵۰
بدون تردید برایتان جالب خواهد بود که بدانید :
آیا می‌دانستید که اصل و نسب برخی از واژه‌ها و عبارات مصطلح
در زبان فارسی در واژ‌ه‌ها عبارتی از یک زبان بیگانه قرار دارد
و شکل دگرگون شدة آن وارد زبان عامة ما شده است؟

به نمونه‌های زیر توجه کنید:

زپرتی: واژة روسی Zeperti به معنی زندانی است و استفاده از آن یادگار زمان قزاق‌های روسی در ایران است در آن دوران هرگاه سربازی به زندان می‌افتاد دیگران می‌گفتند یارو زپرتی شد و این واژه کم کم این معنی را به خود گرفت که کار و بارکسی خراب شده و اوضاعش دیگر به هم ریخته است.


هشلهف: مردم برای بیان این نظر که واگفت (تلفظ) برخی از واژه‌ها یا عبارات ازیک زبان بیگانه تا چه اندازه می‌تواند نازیبا و نچسب باشد، جملة انگلیسی (Ishall haveبه معنی من خواهم داشت) را به مسخره هشلهف خوانده‌اند تا بگویندببینید واگویی این عبارت چقدر نامطبوع است! و اکنون دیگر این واژة مسخره آمیزرا برای هر واژة عبارت نچسب و نامفهوم دیگر نیز (چه فارسی و چه بیگانه) به کارمی‌برند.


چُسان فُسان: از واژة روسی Cossani Fossani به معنی آرایش شده و شیک پوشیده گرفته شده است.


شِر و وِر: از واژة فرانسوی Charivari به معنی همهمه، هیاهو و سرو صدا گرفته شده است.


فاستونی: پارچه ای است که نخستین بار در شهر باستون Boston در امریکا بافته شده است و بوستونی می‌گفته‌اند.


اسکناس: از واژة روسی Assignatsia ([Only registered and activated users can see links]) که خود از واژة فرانسوی Assignat به معنی برگة دارای ضمانت گرفته شده است.



فکسنی: از واژة روسی Fkussni به معنی بامزه گرفته شده است و به کنایه و واژگونه به معنی بیخود و مزخرف به کار برده شده است.


لگوری (دگوری هم می‌گویند): یادگار سربازخانه‌های ایران در دوران تصدی سوئدی‌ها است که به زبان آلمانی (Lagerhure) به فاحشة کم‌بها یا فاحشة نظامی می‌گفتند.


نخاله: یادگار سربازخانه‌های قزاق‌های روسی در ایران است که به زبان روسی به آدم بی ادب و گستاخ می‌گفتند Nakhal و مردم از آن برای اشاره به چیز اسقاط و به درد نخور هم استفاده کرده‌اند

حاج محمد مهربون
سه شنبه ۲۸ دي ۸۹, ۲۱:۴۰
این کلمات از زبان فرانسه وارد زبان فارسی شده اند....


واژه های دارای ریشه فرانسوی که در زبان فارسی معمول شده اند ، به فراوان یافت می شوند. دلیل آن شاید به دوران قاجار برگردد که عمده ی روابط ایران و غرب، با فرانسویان بوده است. برخی از این کلمات و معادل فرانسوی آن در ادامه مطلب فهرست شده اند .


الف
ادکلن(eau de cologne)
اپل (épaule) به معنی شانه
اپیدمی (épidémie)
اتیکت (étiquette)
اشانتیون (échantillon) به معنی نمونه
اکران (écran)
اکیپ (équipe)
املت (omelette)
اوٍرت (ouvert) به معنی باز (open).
اورژانس (urgence)
اوریون (oreillons) بیماری اوریون یا گوشک که از oreille که به معنی گوش است آمده است.
ایده (idée)
آباژور (abat-jour)
آژانس (agence)
آسانسور (ascenseur)
آلرژی (allergie)
آمپول (ampoule)
آناناس (ananas)
آوانتاژ (avantage) به معنی فایده و منفعت است.
آوانس (avance)
ب
بالکن (balcon)
بانداژ (bandage)
برس (brosse)
بروشور (brochure)
بلوز (blouse)
بوروکراسی (bureaucratie) که از ریشه bureau به معنی میز و دفتر کار ایجاد شده است.
بوفه (buffet)
بولتن (bulletin)
بیسکویت (biscuit) به معنی دوبار پخته شده bis به معنی دوباره و cuit به معنی پخته شده است!
بیگودی (bigoudis)
پ
پاپیون (papillon) به معنی پروانه
پاساژ (passage)
پاندول (pendule)
پانسمان (pansement)
پروژه (projet)
پروسه (process)
پلاک (plaque)
پلاکارد (placard) به معنی پوستر و نیز به معنی کابینت است plat به معنی بشقاب یا ظرف مسطح است.
پماد (pommade)
پیژامه (pyjama)
پیست (piste)
ت
تابلو (tableau)
تن (ماهی) (thon)
توالت (toilette)
تومور (tumeur)
تیره یا خط تیره (tiret)
تیراژ (tirage)

ر
رادیاتور (radiateur)
رژیم (régime)
رفراندوم (référendum)
رفوزه (refusé)
روبان (ruban)


ژ
ژانر (genre)
ژست (geste)
ژله (gelée)
ژوپ (jupe) به معنی دامن و minijupe به معنی دامن کوتاه است.
ژورنال (journal) به معنی روزنامه. jour به معنی روز است.


س
ساتن (satin)
سالن (salon)
سس (sauce)
سنکوپ (Syncope)
سوژه (sujet)
ش
شارلاتان (charlatan)
شاسی (châssis)
شال (châle)
شانس (chance)
شوفاژ (chauffage)
شوفر (Chauffeur)
شومینه (cheminée)
ص
صابون (savon)
صندل (sandale)
ط
طلق (talc)
ف
فلش (flèche)
فویل (feuille) به معنی ورقه یا برگه.
ک
کاپوت (capot)
کاسکت (Casquette)
کافه (café)
کافه گلاسه (café glacé)
کامیون (camion)
کامیونت (camionnette)
کاناپه (canapé)
کراوات (cravate)
کریدور (corridor)
کمدی (comédie)
کنسرو (conserve)
کنکور (concours)
کودتا (Coup d’État)
کورس (course)
گ
گارسون (garçon)
گیشه (guichet)
ل
لوستر (lustre)
لیسانس (licence)
م
مانتو (manteau)
مانکن (mannequin)
مایو (maillot)
مبل (meuble)
مرسی (merci)
مزون (maison) به معنی خانه است
مغازه (magasin) خود در اصل از عربی مخزن.
موزه (musée)
موکت (moquette)



ن
نایلون (nylon)
و
وانیل (vanille)
ویتامین (vitamine)
ویترین (vitrine)
ویراژ (virage)
ویلا (villa )